ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

178

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

عمر بن حسين غورى امير بلخ بيرون آمد و از فرود آمدن على شاه ممانعت كرد على شاه در چهار فرسنگى فرود آمد و ماجرا به برادر خود پيام داد . خوارزمشاه در ماه ذو القعدهء سال 602 خود به محاصرهء بلخ آمد . مردم بلخ را ياراى پايدارى نبود منتظر رسيدن مدد از فرزندان بهاء الدين صاحب باميان ماندند و آنان نيز گرفتار مسائل غزنه بودند . محمد خوارزمشاه بلخ را چهل روز محاصره كرد ولى پيروزى حاصل نكرد . پس محمد بن على بن بشير غورى را نزد عماد الدين عمر بن حسين كه والى بلخ بود فرستاد و او را وعده‌هاى جميل داد تا شهر را تسليم او كند ولى عماد الدين امتناع كرد ، و خوارزمشاه رهسپار هرات گرديد . خوارزمشاه محمد بن تكش خبر يافت كه فرزندان بهاء الدين ، امراى باميان ، به غزنه رفته‌اند و تاج الدين يلدوز [ 1 ] آنان را اسير كرده است ، پس از عزم خود منصرف شد و محمد بن على بن بشير را نزد عماد الدين عمر بن حسين فرستاد و حال ياران او بگفت و او را به فرمانبردارى از خوارزمشاه و خطبه به نام او فرا خواند . او نيز نزد خوارزمشاه رفت . خوارزمشاه خلعتش داد و به شهر خودش باز گردانيد . اين واقعه در آخر ماه ربيع الاول سال 603 بود . خوارزمشاه عازم كرزبان [ 2 ] شد تا آنجا را محاصره كند . على بن ابى على در آنجا بود . سر تسليم بر زمين نهاد . خوارزمشاه نيز كر زبان را به ابن خرميل داد . زيرا از اقطاعات او مىبود . سپس نزد عماد الدين [ 3 ] عمر بن حسين صاحب بلخ رسول فرستاد و او را به خدمت خواند چون بيامد در بندش كشيد و به خوارزم [ 4 ] فرستاد و خود به بلخ رفت و بر آن شهر استيلا يافت و جغرى ترك را بر آن امارت داد و به بلاد خود باز گرديد . استيلاى محمد خوارزمشاه بر ترمذ و تسليم آن به ختا چون محمد خوارزمشاه بلخ را گرفت ، از آنجا به ترمذ رفت . پسر عماد الدين عمر بن حسين كه پيش از اين صاحب بلخ بود ، در ترمذ بود . محمد بن على بن بشير را نزد او فرستاد و پيام داد كه پدرت از اخص امراى من بود و بلخ را به من تسليم كرد از او كارى سر زد كه مرا خوش نيامد . معزز و مكرم به خوارزمش فرستادم و تو اكنون مرا چون برادرى . فرمانرواى ترمذ خود را در حالى ديد كه از يك سو در محاصرهء خوارزمشاه است و از ديگر سو در محاصرهء ختا و يارانش را يلدوز در غزنه اسير كرده است . بناچار از خوارزمشاه امان خواست و شهر را به او تسليم كرد . خوارزمشاه ترمذ را تسليم ختا نمود و ختاييان مردمى كافر بودند . البته خوارزمشاه چنين كرد كه از آسيب آنان در امان ماند . پس از چندى كه فرصتى به دست آمد آن را باز پس گرفت . و اللّه سبحانه و تعالى اعلم .

--> [ ( 1 ) ] متن : الذر . [ ( 2 ) ] متن : جوزجان . [ ( 3 ) ] متن : غياث الدين . [ ( 4 ) ] متن : خوارزمشاه .